دنیایی از یک حرف (کلام اول)
![]()
پایداری پَرِ پروازِ پرشور، پریشان حال آمد و گویی پرندۀه ي پاسدار ، پریدنی نو آورد بر حال پر آوازۀه ي پویای عاشق که پاداش مهر پروری بود نثار پرباری سالک از ساقی پرپیمان در ساغری از می وصل به پری روی نیک پندار، ؛ تا جانی بپرورد و عاشق راهی بپیماید در رفتاری نیک و در پرسوزی گفتار ،؛ تا باشد وفا در صفا، پویشی نیک پرور آورد. …… پاي در بند ره عشقت دلم را چنگ زد دست در زلف شه عشقت رهم را رنگ زد ساقي بزمت مدام از ساغر عشقت بريخت قلب در ثبت مه رويت سرم را سنگ زد …